اندیشه و بصیرت

با تو می گویم : چگونه می شود باور داشت در "بهمن "شکوفه زد و در "دی "تنه ات آنقدر ستبر شود که دشمنان از بریدنش ناامید و ناتوان گردند ؟

اندیشه و بصیرت

با تو می گویم : چگونه می شود باور داشت در "بهمن "شکوفه زد و در "دی "تنه ات آنقدر ستبر شود که دشمنان از بریدنش ناامید و ناتوان گردند ؟

اندیشه و بصیرت

بازمانده ای از خیل عظیم شهدا که لیاقت همراهی با آنان را نداشت . شنیده اید که می گویند لباس شهادت تک سایز است و به قامت همه کس برازنده نیست ؟ حال دعای من این است . خدایا به حق تمامی خوبان درگهت چنانکم کن که این لباس سایز تنم شود و لیاقت پوشیدنش را بیابم .
به آرزوی شهادت زندگی خواهم کرد .

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گردان میثم» ثبت شده است

                                      گردان میثم 

 مین  

هفتمین مین را که  خنثی کردم و به دست صابر دادم ، سیخک را برداشتم و با عجله شروع به سیخک زدن زمین کردم .هنوز یک متر پیشروی نکرده بودیم که دستی از پشت  شانه ام را نوازش کرد و گفت :

خسته نباشی برادر .

با تعجب سر برگرداندم ، در تاریکی مطلق شب نمی شد او را شناخت .

گفتم :

ببخشید شما ؟!

از نیروهای تک کننده گردان میثم هستم .

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۳ ، ۰۳:۰۹
احمد یوسفی